فیلم سوپر ایرانی کون خوشگل ماندانا رو شکمش خوابیده

 فیلم سوپر ایرانی کون خوشگل ماندانا رو شکمش خوابیده



معسل: باشه عشقه من هرچی شما بگی. اینو گفتو لباشو گذاشت روی لبایه سعید بعدم سعیدو انداخت رو تخت خودشم خوابید روش همین طور که لبایه سعیدو میخورد دکمه هایه لباسشو باز میکرد گردنه سعیدو به طرز وحشیانه ای میخورد طوریکه صدایه سعید در اومد گفت چه خبره گلم ارومتر هواستم باشه کبود نکنی گردنمو رد نندازی اما مهسا هیچ توجهی نمیکردو فقط میخورد سعیدم با سینه هاش بازی میکرد از رو لباس ماساژشون میداد اه عسل در اومده بود کم کم رفت پایین تر سینه هایه سعیدو میبوسید و با زبونش لیس میزد سعید بهش گفت بلند شو اول لباسامونو در بیاریم میدونی که زیاد وقت نداریم شروع کردن به دراوردن لباساشون وای من مونده بودم که باید چیکار کنم از طرفی دوس نداشتم همیچین چیزیو ببینم از طرف دیگه یه حس عجیب داشتم که نمیزاشت برم یهو یه چیزی به فکرم رسید که شاید این اتفاق بهونه خوبی بشه واسه اذیت کردن سعید بتونم کار امشبشو درست تلافی کنم بلاخره با خودم کنار اومدم تصمیم گرفتم بمونم… بعد از اینکه لباساشونو در اوردن این دفعه جاشون عوض شده بود سعید رفته بود رویه عسل خیلی اروم لباشو میخوردو با دستش سینشو ماساژ میداد با سر سینش بازی میکرد سینه هایه عسل خیلی درش ت بودن وقتی یه نگاه به سینه های اون میکردمو یه نگاه به سینه های خودم خندم میگرفت خخ خ. بعد دوباره جاهاشونو عوض کردن عسل این دفعه یه راست رفت پایین الت سعیدو با دستش گر فته بودو باهاش بازی میکرد سرشو میبوسیدو لیس میزد اروم سرشو میکردتو دهنش دوباره در ش میورد بعد از اینکه چندبار این کارشو تکرار کرد رو کرد به سعیدو با لحنی که پر از شهوت ناز بود گفت ع شقم یه خواهش ازت بکنم سعید: میدونم چی میخوای ولی نمیشه من دوس ندارم ۲ ساله از شوهرم به خاطر اعتیاد جدا شدم چهرم به گفته دوستام زیباست قدم ۱۷۰ ووزنم ۶۲کیلو اما چیزی که تو نگاه اول به چشم میاد باسنم است که گرد وبزرگه به سکس خاطر امرار معاش شدم راننده سرویس مدرسه سرویسم دختر دبیرستانی ها بودن ۴تا دانش آموز دارم یکی از دانش آموزانم پدرش دکتر ارتوپد بود که با توصیه مادر همون دانش آموزه به خاطر کمر درد وزانو دردم رفتم مطبش.بار اول بود که آقای دکتر را میدیدم حدود ۵۰سالش بود اما سرزنده وخوشتیپ بود اسمش کیوان بود کمردردم را بهش گفتم بهم گفت چند قدم راه برو بعد گفت پشت به من بشین وپاشو ودر نهایت گفت دمرو روی تخت بخواب تا خوابیدم از زیر مانتو دستش را برد رو کمرم ودستش را نزدیک به باسنم شروع کرد به مالیدن ولی دستش بیشتر روی چاک کونم میمالید.فهمیدم دکتر دلش کون میخواد.از تخت بلند شدم ویه نسخه با که چند تا آمپول واسه زانوم چند تا حرکت اصلاحی بهم گفت واومدم وگفت ۲هفته دیگه بهم زنگ بزن وبیا تا معاینت کنم وآمپولت را بزنم. ۲هفته دیگه دوباره رفتم ویه کم دوباره مالیدم وموقع آمپول زدن گفت پاهاتو از تخت آوبزون کن چون شلوارم تنگ بود نشد شلوارمو بدم بالا مجبور شدم شلوارمو از پام تا زیر زانوم در بیارم دکتر آمپول را آماده کرد واومد آمپولو بزنه اما با یه دستش رونمو میمالوند ونگاش بیشتر رو شورتم بود یه شورت قرمز پوشیده بودم که پشتش عکس انگری برت بود وتنگ پام بودآمپولمو زد وتا تموم شد اومدم شلوارمو بپوشم که گفت همین طوری پشتت را به من بکن تا پشت زانو هاتو ببینم.پشتمو کردم وپشت زانوم را گرفت وبه بهونه دست گذاشتن به گودی کمرم دستش را مالوند از رو شورت به کونم وگفت این پرنده از رو لباست فرار نکنه وخندیدمنم گفتم الان میبرمش تو قفسش وشلوارمو پوشیدم معلوم بد جور شق کرده منم حالم بهتراز دکتر نبود. تا اومد نسخه برام بنویسه از شرایط زندگیم پرسید ومنم بهش گفتم که متعلقه هستم یه نگاه معنا داری بهم کرد ومنم با یه عشوه ای بلند شدم وگفت ۲هفته دیگه تماس بگر وبیا تو این مدت ۲بار دخترش گفت بابام میگه کمرتون بهتر وسلام رسوند میدونستم که میخواد بکندم منم بدم نمیومد هم دلم کیر میخواست هم میدونستم از لحاظ مالی تامینم میکنه ۲هفته بعد زنگ زدم گفت که من مریضم ومطب نرفتم بیا خونه تا معاینت کنم گفتم تا بهتر شدید میام مطب گفت نه مشکلی نیست قرار شد ساعت ۷شب برم خونشون احتمال میدادم که خونه تنها باشه؟رفتم حموم موهای کس وکون را صاف کردم یه ست مشکی فانتزی پوشیدم یه ساپورت کرمی رنگ ویه تی شرت ویه مانتو جلو باز با یه آرایش ملایم. رسیدم دم خونشون و به گوشیش زنگ زدم گفت الان میام دم در در را باز کرد تا منو دید برق شهوت را تو چشاش دیدم منو برد تو یه اتاق انتهای پارگینگ که دفتر کارش بود.رفتم تو وچند تا سوال ازم پرسید وگفت بخواب رو تخت منم مانتوم را در آوردم ودمرو خوابیدم ولای پام راهم باز کردم.شروع کرد ماساژ کمرم ولی با یه حالی میمالید که من لای پام خیس شده بود دلم میخاست بکندم یواش دستش را رو کمرم وپهلوهام میمالید رسما دیگه کسم بلند شده بود که گفتم آقای دکتر پایینتر درد میکنه وهی رفت پایین تا دستش رسید لای کونم با یه خنده ای گفت درد این جا از کمرت نیست گفتم پس مال چیه گفت باید مثه زانو هات آمپول بزنی گفتم آمپول زانوهام که خیلی اثر بخش بود گفت آمپول این هم خیلی اثر داره گفتم مشکلش چیه گفت کونت cerita lucah sedap میخاره ودستش را گذاشت رو سوراخ کونم وگفت اینجات درد میکنه گفتم آره منم با خنده گفتم با چی خوب میشه که دستمو گرفت وگذاشت رو کیرش وگفت بااین آمپول. منم کیرش را فشار دادم گفتم این آمپول خیلی کلفته گفت نترس من خوب بهت تزریق میکنم.شروع کرد به مالیدنم گفتم یه موقع کسی نیاد گفت خانمم تازه رفته حموم ودخترم هم رفته خونه خالش.شلوارمو در آورد وگفت چهار دست وپا بشو رو تخت شورتم هم در آورد وشروع کرد به خوردن کس وکونم با یه ولعی میخورد انگار صد ساله غذا نخورده. بعد اومد کیرشو جلوی دهنم ومنم شروع کردم به ساک زدن. کیرش زیاد بزرگ نبود اما کلفت بود. تاق باز خوابیدم وپاهام را آوردم بالا اومد وکیییییرشو کرد تو کسم وشروع کرد به تلنبه زدن.منم تو اوج شهوت بودم وحال میکردم گفت بیا بشین رو کیرم خوابید رو تخت منم نسشتم رو کیرش خیلی حال میداد تند تند پایین وبالا میشودم که ارضا شدم وبی حال نشستم رو کیرش که دستش را برد سمت سوراخ کونم ویواش یواش منو خوابوند واومد از تخت پایین وانگشتشو میکرد تو کونم حال میداد بهم.به حالت سجده رفتم وبا کرم کونمو چرب کرد ویواش یواش کرد تو کونم.درد داشت اما تحمل کردم یهو تا تهش را کرد توش گفت الان خارش کونت خوب میشه.گفتم دکتر دارم جر میخورم این آمپوله خیلی درد داره گفت نترس خودم بخیش میکنم وتند تند میکرد تو کونم بهم گفت دمرو بخواب رو تخت خوابیدم گفت لای کونتو باز کن باز کردم با انگشت کرد تو کونم گفت اندازه یه cerita lucah best بادمجون سوراخ کونت گشاد شده گفتم آخه بادمجونت کونمو گشاد کرد یهو گوزیدم خیلی خجالت کشیدم گفت میدونی این صدای چی بود با خجالت گفتم ببخشید پست خودم نبود گفت وااای جونم این صپای کونت بود که برای کیرم سوت زد وسوراخمو یه لیس زد وبوسید و خوابید روم وکیرشو کرد تو کونم وهمین طور که میکردم گفت شکم داغ من برای کمرت مسکنه مثل کیفچه آبجوش میمونه وکمرت حال میاد گفتم اونوقت کییییرت که تو کونمه برا چی خوبه گفت برای خارش کونت وبا هم خندیدیم هی لپمو بوس میکرد وسینه هامو از زیر گرفته بود ومیمالید بهش گفتم زنت بهت کون نمیده گفت نه اما خوب کس میده ومیگه از کون نمیدم کونم درد میگیره ولی من کون دوست دارم گفتم غیر از من وزنت کسی دیگه ای هم کردی گفت آره منشیم را از کون خیلی میکنمش اما کون تو یه چیز دیگس از حالا فقط کون تو میزارم گفتم قربون کیرت بشم کیوان جون گفت این کیر نیست آمپول مسکنه برای خارشت.منم هی قربون صدقه کیرش میشدم ومیگفتم پاررررم کن کونمو جرررر بده دارم بهت کووون میدم بکنننننم کیرش کلفتتر شد و سرعتش را زیاد کرد که آبش اومد وریخت تو کونم. بعد از چند دقیقه سریع پوشیدم و رفتم. از اون به بعد باهم در ارتباط بودیم وچند بار تو مطبش وتو دفتر کارش ویه بار هم رو تخت خواب خونش بهش دادم.اون دفعه که رو تخت خوابش کردم خیلی حال داد ولی کونمو اون سری خون انداخت. هم از نظر مالی هم از لحاظ جنسی> هوامو خیلی داشت.

نظرات